در دنیای ادارات، دو نوع برخورد با پروندهها وجود دارد: برخورد بر اساس قانون خشک و برخورد بر اساس دید حمایتی.
قانون خشک یعنی کارشناس یا مدیر اداره، تنها به کلمات روی کاغذ نگاه کند، ماده قانونی را جستجو کرده و در صورت نبود شرطی دقیق، تیک رد را بزند. در این حالت، شما صرفاً یک شماره پرونده هستید و خروجی این برخورد معمولاً بنبست است.
اما دید حمایتی زمانی اتفاق میافتد که مسئول مربوطه، شما را به عنوان یک انسان و هدف شما را به عنوان یک منفعت جمعی و عقلانی ببیند.
چطور از قوانین خشک به دید حمایتی برسیم؟
عبور از این مرز، نیازمند صبر، سیاست و درایت است. این مسیر اتفاقی طی نمیشود، بلکه حاصل یک استراتژی مشخص است:
- حضور مستمر و تبدیل شدن به چهرهای آشناجلب دید حمایتی با یک جلسه به دست نمیآید. رفتوآمدهای مکرر و پیگیریهای صبورانه باعث میشود شما از یک متقاضی ناشناس به یک «آشنای مورد اعتماد» تبدیل شوید. وقتی مسئول مربوطه شما را بشناسد و جدیت و صداقت شما را در پیگیری حق ببیند، گارد دفاعیاش پایین میآید و به جای «چگونه جلوی این کار را بگیرم؟»، به این فکر میکند که «چگونه میتوانم کمک کنم؟»
- تغییر روایت: از منفعت شخصی به منفعت شهریبزرگترین اشتباه در ادارات، تمرکزِ صرف بر نیاز شخصی است. برای جلب حمایت، باید روایت را تغییر داد. به جای اینکه بگوییم «میخواهیم این زمین را بسازیم تا سود ببریم»، باید این پیام را منتقل کرد که: «گشایش این پرونده، باعث تبدیل یک زمین رهاشده و متروکه به یک فضای شهری منظم میشود که در نهایت به نفع مدیریت شهری و منطقه است.» وقتی هدف شما با اهداف توسعهای سازمان گره بخورد، سازمان از شما حمایت خواهد کرد.
- هدایت قلم کارشناس با مستندات انسانمحورکارشناس اولیه، کسی است که مسیر پرونده را میسازد یا میبندد. اگر کارشناس با دیدی خشک گزارش بنویسد، دست رئیس اداره نیز برای کمک بسته میشود. اما اگر بتوانید پیچیدگیها، سختیها و شرایط واقعی زمین را منتقل کرده و او را متقاعد کنید که این پرونده یک مورد خاص است، «قلم او» تغییر جهت میدهد.هنر اصلی ارائه مستنداتی است که علاوه بر مستند بودن به قوانین، متقاعدکننده نیز باشند. وقتی کارشناس با شما همراه شود، گزارش او به جای سد، تبدیل به پُلی برای رسیدن به نتیجه میشود.
تجربه مدیسا: وقتی اراده بر بروکراسی غلبه میکند
در پروژه مدیسا، ما دقیقاً با همین چالش روبرو بودیم. زمینهایی که سالها رها شدهاند، در نگاه اول برای هر ادارهای فقط یک مشکل یا پروندهای پیچیده به نظر میرسند. اگر ما صرفاً به دنبال پیگیریهای خشک اداری بودیم، شاید هرگز به نتیجه نمیرسیدیم.
اما با سالها پیگیری مستمر، تشریح شرایط خاص زمین و تبیین این موضوع که احیای مدیسا در واقع بازگرداندن یک دارایی ارزشمند به بافت شهری است، توانستیم نگاه مسئولین را تغییر دهیم. ما آموختیم که در دنیای اداری، «درایت جایگزین دعوا» و «سیاست جایگزین اصرار» است.
در نهایت، وقتی مسئولین مشاهده کردند که هدف مجموعه، بهسازی، عمران و بهرهوری عادلانه است، قوانین خشک جای خود را به راهکارهای حمایتی دادند و مسیر برای احیای سرمایههای مغفولمانده هموار شد.
سخن پایانی
قانون برای نظم دادن به جامعه است، اما روح قانون برای کمک به انسانهاست. هر کسی که با بنبستهای اداری روبرو میشود، باید بداند که راه خروج، نه در جنگ با قانون، بلکه در یافتن راهکارهایی است که دید حمایتی را جایگزین برخورد خشک کند. این مسیری است که تنها با صبر، صداقت و درایت به سرانجام میرسد.
دیدگاهتان را بنویسید